محمود نجم آبادى
مقدمه 16
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
درباره قدمت اين علم در ميان آريائيها ( چه ايرانيها و چه هنديها ) اطلاعاتى در دست است كه مىرساند علاوه بر آنكه آنان قبل از بسيارى از ملل در اين علم وارد بوده ، سهل است پيشرفت هم داشتهاند و درمان بيماران و به كار بردن داروها را نيكو مىدانستند . تاريخ طب و شعب منحصر بدان يعنى تاريخ اطباء و طبابت و داروسازى و دندانپزشكى و بيمارستانها و پرستارى و امثال آنها از دوران قديم با آدمى همراه بوده است و در دورانهاى قديم چنان كه در بالا مذكور افتاد اين شعب تمام يك رشته بيشتر نبوده مقصود آن است كه بشر فقط در فكر بهبود خود بوده است و بس يعنى رفع درد و رنج از وجود خود . بديهى است رفع درد و رنج و بدست آوردن راحت و لذت براى بشر امرى طبيعى بوده بنابراين چه هندى و چه چينى و چه مصرى و كلدهاى و آشورى و ايرانى و يونانى همه در پى آن بودند . پس اگر در خلال اين كتاب از نظرات و اقوال اقوام مختلفه صحبت بميان آيد براى روشن شدن مطلب و اينكه اقوام به چه نحو علوم طبى و فنون وابسته بدان را از يكديگر اقتباس نمودهاند ، مىباشد . اقتباس علوم مخصوصا طب ( كه با جان آدمى سروكار دارد ) امرى عادى و طبيعى است . هريك از اقوام و ملل و دول بر اثر ارتباط با يكديگر توانستند علوم را از يكديگر اخذ نمايند و اگر ارتباط بين اقوام وجود نداشت ، شايد بسيارى از علوم در درجات ابتدائى قرار مىگرفت . درباره علم طب بايد گفت از علومى بود كه دهان به دهان از مردمى به مردم ديگر انتقال يافته است ، چنان كه اگر مهاجرت عدهاى از دانشمندان روم شرقى به آسياى صغير و بينالنهرين و ايران نبود ، قطعا علم طب در دوران قبل از اسلام و پس از آن